الان چند روزی هست که به مقوله آهسته و پیوسته رفتن با تند و سریع فکر می کنم!
من اغلب وقتی سعی کردم آهسته کاری راشروع کنم یا به کل شروع نشد یا هیچ وقت با شوق و انگیزه اولیه ادامه دار نشد...اما قبول دارم که هر وقت یکباره کاری رو انجام دادم، اونقدر انرژی برد که وسط هاش خسته کنار کشیدم!
تو حالت اول انگار انرژی جنبشی آدم کاملا تحلیل می ره و امکانش هست کلا صفر بشه! هیجان کم تر، عقل و هوشیاری بیش تر...
تو حالت دوم اما لااقل داستان واسه من شروع می شه، تجربه می شه، اما ممکنه تموم نشه! هیجان و دیوانگی...بعد یهو از کار افتادن!
به قضیه لاک پشت و خرگوش هم که نگاه کنیم، راستش من ترجیح می دادم خرگوش باشم و وسطش چرت بزنم!
نمی دونم! شاید هم بستگی به نوع کار داره!