Space, and roads into the homes!
Thursday, July 23, 2015
Thursday, June 18, 2015
اندر مقوله خودشناسی 1
الان چند روزی هست که به مقوله آهسته و پیوسته رفتن با تند و سریع فکر می کنم!
من اغلب وقتی سعی کردم آهسته کاری راشروع کنم یا به کل شروع نشد یا هیچ وقت با شوق و انگیزه اولیه ادامه دار نشد...اما قبول دارم که هر وقت یکباره کاری رو انجام دادم، اونقدر انرژی برد که وسط هاش خسته کنار کشیدم!
تو حالت اول انگار انرژی جنبشی آدم کاملا تحلیل می ره و امکانش هست کلا صفر بشه! هیجان کم تر، عقل و هوشیاری بیش تر...
تو حالت دوم اما لااقل داستان واسه من شروع می شه، تجربه می شه، اما ممکنه تموم نشه! هیجان و دیوانگی...بعد یهو از کار افتادن!
به قضیه لاک پشت و خرگوش هم که نگاه کنیم، راستش من ترجیح می دادم خرگوش باشم و وسطش چرت بزنم!
نمی دونم! شاید هم بستگی به نوع کار داره!
Sunday, June 14, 2015
اعتراف شماره 1
واقعیتش این است که یکی آمد، کله گنده!، و گذری رد شد و گفت آینده روشنی برایم می بیند... یک مشت تعریف کرد...و من سوت زنان رفتم! در حالی که حرف هایش با چسب قطره ای به قسمت تحتانی مغز و وجودم چسبید...
آن قدر که چند ماه است هی زور می زنم برای چیزی شدن... و دیشب یکهو به این نتیجه رسیدم احتمالا چیزی در کار نیست که شدنش مهم باشد! و این که شاید باید پیش از این که اتفاقی برای چیزی بیفتد این زور زدن مذبوحانه را رها کنم!
ز.ش
25 خرداد 94
Saturday, June 13, 2015
My Tiny Illustrations...No 2
That's the way it is! Lots of different type of urban elements, integrated with private home life! Streets added to our underwears! Or something like that! HAHAHA!
Yummy Report No.4
همه آن خوراکی هایی که دیروز خریده بودم را تا امروز خوردم...به اضافه یک بستنی، دو تا شکلات، کلی نهار دیروز، کلی نان، یک بسته دیجستیو...بعد دیدم افسردگی آمد...و منی که کار نکردن اضطرابم می شود، نه نای نوشتن داشتم، نه نقاشی...پایان! بریده بودم...و تازه چندتایی میوه هم برخلاف قراری که با خودم گذاشته بود خورده بودم...
نمی توانم این طور ادامه دهم...نه فقط بحث خوردن و سیری نیست...انگار اشباع مجبورت می کند به آرامش سست وار، به تسلی، به مسخ شدن در خوردن و بودن تنها، به کار نکردن، به زندگی نکردن...در یک کلام گند می زنی...
حالم خوب نبود...تصمیم یهویی 1: قرارداد قبلی یک هفته ای از الان لغو! تصمیم یهویی 2: فردا روزه!
قبول!
ز.ش
23 خرداد 94
Yummy Report No.3 !
امروز صبح، خرید: نان سنگک، خامه ساده، خامه شکلاتی، پنیر خامه ای، کیک ساده، کیک شکلاتی، کلوچه، بیسکوییت، بیسکوییت جو، شکلات، دو عدد کافی میکس و شیر کاکائو...
صبحانه: چای، شیر کاکائو، خامه ساده، شکلاتی، عسل، پنیر، نان سنگک...همه توی سفره...
یکی یکی چشیدم...بعد غافلگیرانه می دیدم که یکی یکی نمی خواهمشان! یکی یکی کنار رفت..ماند نان و شیر کاکائو و خامه...انگار تنها این ها می خواستم...خوشمزه بود...
ز.ش
22 خرداد 94
My Tiny Illustrations...No.1
I have daily travels to near cities. Therefore, I see a lot of urban or rural scenes...I'm starting illustration series which I do on my way these days...
This is the first one :)
Yummy Reports, No.2 !!!
رابطه با غذا...
نون و پنیر و کره وعسل، چای و شیر...تا سر حد خفگی!
الگوهای رفتاری در رابطه های آدم ها را سه تا می دانند...و من می خواهم این الگوها را در رابطه ام با غذا تحلیل کنم!
1- الگوی رفتاری پرخاشگرانه که به فرد روبه رو می گوید تو بدی و من خوبم، 2- الگوی رفتاری انفعالی که می گوید من خوب نیستم، تو هم نیستی و به فرد روبه رو امتیاز می دهد 3- الگوی رفتاری پرخاشگر انفعالی که ملغمه ای از دو مورد اول است! 4- الگوی رفتاری قاطع که می گوید من خوبم تو خوبی اما من فعلا فلان چیز را خواستارم! که در این حالت فرد روبه رو را قضاوت نمی کنی، بد نمی دانی و با پیش فرض جلو نمی روی...
حالا من فهمیده ام که من اغلب الگوی انفعالی با غذا دارم...من خوب نیستم، تو هم نیستی، اما چه می شود کرد، بیا و کنترل مرا به دست بگیر!
اگر بخواهم قاطع باشم احتمالا باید بگویم شیرینی عزیزم تو خوبی، من هم خوب! ولی من فعلا نیاز دارم یک نوشیدنی خنک بنوشم! یا این که چای مهربانم! تو خوبی من هم خوب...ولی من نظرم این است که بدنم نیاز به یک میوه دارد!
والا!
ز.ش
21 خرداد 94
Friday, June 12, 2015
Yummy Reports, No.1 Continued !!!
یک چیزی به ذهنم رسیده...البته خیلی خطرناک و ریسکی! ولی خب ایده ای است...
من بعد از آن چندما تغییر در عادت غذایی، دوباره حریص شدم ه غذاهایی که نمی خوردم..نان، پنیر ، خامه یاده و شکلاتی، شیرینی، های بای، ساده و قهوه، کلوچه نارگیلی، بستنی، و از همه مهم تر بیسکوییت ساقه طلایی محترم!
پیشنهادم به خودم و غذاهای عزیزم این است که یک هفته تا یک ماه فقط با چیزهایی زندگی کنم ه حریصشان بودم...و نه خبری از میوه، سالاد، سبزی، شیر، دمنوش و ....این بار فقط نان و هله هوله...بگذار ببینیم چه می شود...!
قبول!
ز.ش
21 خرداد 94
